سئله جفری اپستین و شبکه پدوفیلی یکی از بزرگترین رسواییهای دنیای قدرت است که امروز بیش از هر زمانی چشمها را به خود خیره کرده است. پروندهای که پس از دهه ها پنهان کاری، امروز تنها نوک کوه یخ آن آشکار شده و هر روز با افشای ذرهای دیگر، تازه میفهمیم در چه دنیای آلودهای زندگی میکنیم. دنیایی که قدرتمندانش به حقیرانه ترین شکل ممکن از کودکان برای لذت خود استفاده میکنند. کودکانی که از آغوش خانوادههایشان جدا شدهاند تا کهنه کاران سیاست و ثروت، آنها را به ابزار شهوت و فساد خود تبدیل کنند.
پای بسیاری از ثروتمندان و سیاستمداران جهان در این پرونده باز شده است: از اعضای خانواده سلطنتی نروژ و انگلستان گرفته تا وزیر فرهنگ سابق فرانسه و وزیر اقتصاد سابق انگلستان. اپستین غیر از خانه های بزرگ در پاریس، نیویورک، فلوریدا و سایر مراکز جهان، جزیرهای خصوصی در کارائیب داشت که آن را مرکز عیش و فساد قدرتمندان کرده بود. اسکاندال زمانی بیشتر میشود که نام جک لانگ، وزیر سوسیالیست سابق فرانسه و رئیس انستیتو عرب، نیز در میان اسناد دیده میشود. ما باید از خود بپرسیم: واقعاً به چه کسانی اعتماد کرده بودیم؟
نام چهرههای مشهوری همچون بیل کلینتون، دونالد ترامپ، پرنس اندرو و لری سومرز، رئیس سابق دانشگاه هاروارد نیز در این اسناد آمده است. با این حال، بخشهای اصلی پرونده با دخالت دستهای پنهان هنوز منتشر نشده .
در سال ۲۰۰۸، وقتی ماجرای شبکه اپستین علنی شد، نفوذ قدرتمندان باعث شد پرونده تقریباً خفه شود. آن زمان اپستین تنها به ۱۳ ماه زندان در فلوریدا محکوم شد و حتی میتوانست در طول روز از زندان خارج شود. هویت کسانی که باعث بسته شدن پرونده شده بودند، هرگز برملا نشد.
در سال ۲۰۱۹، تحت فشار افکار عمومی، پرونده باز گشایی شد. این بار قاچاق جنسی کودکان به رسوایی گسترده ای برای بسیاری از سیاستمداران و ابر میلیاردرهای جهانی انجامیده است. اپستین پیش از برگزاری دادگاه در زندان بصورت مشکوکی خودکشی کرد. این خودکشی البته برای بسیاری نعمت محسوب میشد زیرا او اسرار زیادی را با خود بزیر خاک برد.
اما آنچه روشن است این است که اپستین نمیتواند نفر اصلی این پرونده باشد. اپستین آن کسی بود که باید در جلوی صحنه سرش بریده می شد تا نفرات اصلی پشت پرده ناشناخته باقی بمانند و فساد در خفا ادامه یابد. این پرونده بهخوبی نشان داد، چگونه ثروتمندان و قدرتمندان میتوانند با نفوذ خود از پیامدهای بدترین کارهایشان فرار کنند، در حالی که افراد عادی حتی به خاطر جرایم کوچک، به زندان میافتند. اعتماد عمومی به سیستم قضایی غرب بهشدت تحت تأثیر این رسوایی قرار گرفته است.
با طرح این مسئله، بطور خاص میخواهم یک هشدار مهم مطرح کنم: مسئله ربوده شدن کودکان، بویژه دختران، که میتواند در ارتباط با چنین پروندههایی باشد، نباید نادیده گرفته شود. در جریان جنگ سوریه، بسیاری از کودکان ناپدید شدند و هیچ صدایی از آنها بیرون نیامد. وضعیت مشابه در نوار غزه و جنگ عراق، افغانستان و در اکراین نیز رخ داده و همچنان ادامه دارد.
حتی در شرایط عادی، ناپدید شدن مستمر کودکان در کوچه و خیابانها، پرسشها و تئوریهای بسیاری را در ذهن جامعه برانگیخته است: سرنوشت این کودکان که هرگز یافت نمیشوند، چیست؟ با رو شدن رسوایی اپستین، این سؤال برای بسیاری مطرح شده که آیا این گم شدنها میتواند با چنین شبکههایی ارتباط داشته باشد؟
در شرایط امروز که ایران به سوی بحرانها و حتی خطر جنگ پیش میرود، این مسئله ذهن مرا بیش از پیش مشغول کرده است. برای همین میخواهم هشدار دهم: خانوادهها! مواظب بچه هایتان باشید و بخصوص در شرایط جنگی بیش از هر زمان دیگری از کودکانتان حفاظت کنید. آنها ضعیفترین حلقه در هر شرایطی هستند. آنها بی پناه ترین ساکنان این جهان اند. آنها رویاهای ناتمام این سرزمین اند.
عاطفه اقبال – ۲۹ بهمن ۱۴۰۴
- حتی خودکشی اپستین نیز در پرده تردید قرار دارد و منابعی از زنده بودن او خبر می دهند.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر