۱۳۹۴ اردیبهشت ۲, چهارشنبه

مجید آمد! محمد رضا " هالو" رفت!


دارم میروم اوین دربست!


یکی می آید، یکی می رود! در این سرزمین ویران این چنین است! خوشحال می شویم که یک زندانی سیاسی، بعد از اینکه شش - هفت سال عمرش را در زندان به هدر دادند، بالاخره با چند روز مرخصی میتواند عزیزانش را در آغوش کشد! بلافاصله غمگین می شویم که یکی دیگر باید با پاهای خودش برای اجرای حکمی که قبول ندارد، به زندان اوین برود که بفرمائید، این دستهای من برای دستبند! محمدرضا عالى پیام در صفحه فیسبوک خود اعلام کرد که روز چهارشنبه خود را جهت اجراى حکم به زندان اوین معرفى خواهد کرد. جرمش چیست؟ انتقاد است، انتقاد است، انتقاد! آنهم با سلاحی برنده و تیز بنام قلم! نوشتن اشعار طنز! در مملکتی که کار کردن دستفروش فقیر برای گرسنه نماندن خانواده اش، جرم محسوب میشود و فقط به جان سوخته او رضا می دهند! اشعار طنز "هالوها" جای خود دارد!

عاطفه اقبال - چهارشنبه 2 اردیبهشت 94 برابر با 22 آوریل 2015

صحبت های هالو قبل از رفتن به زندان اوین

هیچ نظری موجود نیست:

پست کردن نظر