۱۳۹۴ آذر ۶, جمعه

وقاحت بی حد در دستگیری پدر سعید زینالی



بازداشت و کتک زدن پدر سعید زینالی بی شک وقاحت بی حد رژیمی است که سی و هفت سال است با سرکوب و شکنجه و اعدام بر این مردم حکومت می کند. اما از طرفی عرق شرمی است بر پیشانی تمام کسانی که دیدند و شنیدند و سکوت کردند! پدر و مادر درد کشیده سعید زینالی مگر چه میخواهند!؟ پسرشان را هفده سال است برده اند و حتی نمیگویند که او را کشته اند! چگونه می توان به چنین ظلمی رضا داد و سکوت کرد! کجا هستند آنها که خود را مسلمان می دانند و مسلمانی را کمک به مظلوم برای گرفتن حقش از ظالم؟ کجا هستند آنها که دور از هر دینی خود را انسان می دانند و وظیفه انسانی خود را یاری رساندن به انسانهای تحت ظلم! مگر نمی بینند! کجا هستند آنهایی که خود تحت ظلم هستند و دم برنمی آورند! اینهمه زندانی در ایران! یعنی فقط همین چند پدر و مادر و خانواده هستند که بدنبال فرزندشان در بدر مقابل زندانها هستند؟ بقیه خانواده ها چه میکنند!؟ آیا منتظر هستند که خبر اعدام عزیزانشان را بشنوند! آیا قول و قرارهای دادستانی این رژیم باور کرده اند که اگر صدایشان درنیاید عزیزشان بعد از مدتی آزاد خواهد شد!؟ این رژیم تا بحال به کدام وعده اش عمل کرده که به این عمل کند؟ پدر پیر سعید زینالی را بی شرمانه دستگیر کرده و کتک زده اند به جرم اینکه عکس پسرش را در دست گرفته و میخواهد بداند بر سر پسرش بعد از اینهمه سال چه آمده است؟ آیا در این مملکت ویران یک پدر و مادر حق ندارند بدانند بر سر فرزندشان چه آمده است!؟ چگونه می توان سکوت کرد!


دلم می خواهد فریاد برآورم : آی ی ی ی ی ی ی ی انسانها !

عاطفه اقبال - 7 آذر 94 برابر با 27 نوامبر 2015

هیچ نظری موجود نیست:

پست کردن نظر