۱۳۹۲ اردیبهشت ۳۰, دوشنبه

شعرنمونه یک انسان طراز مکتب !


شعری که در ذیل آمده ،شعر نمونه یک شاعر مجاهد خلق است. یعنی همان انسان طراز مکتب مجاهدین. این شعر در پاسخ به چند نویسنده منتقد مجاهدین نوشته شده است. حمید امامقلی ( نصیری) " که از دوران دانشجویی در فرانسه به مجاهدین پیوسته و نزدیک به سی و دو سال است تحت انواع و اقسام آموزشهای آقای مسعود رجوی بعنوان رهبر عقیدتی مجاهدین و خانم مریم رجوی شاخص ایدئولوژیکی مسعود برای مجاهدین و ایران فردا قرار داشته است. حمید نصیری هم مجاهد است، هم اشرفی است، هم اشرف نشان است. یعنی همه آن القاب و خصایصی که مجاهدین برای نفراتشان بکار میبرند، را داراست. او یکی از انسانهای طراز مکتبی است که رهبران مجاهدین "مسعود و مریم" برای اینکه الگوی تمام عیار انسان برای مردم عادی باشند، در طی این سالها پرورانده اند. یعنی یک هوادار عادی نیست که شاید بگوییم خود بخودی عمل میکند. نه! او نمونه انسان طراز اول مجاهد است که در مکتب مجاهدین تمام آموزش های لازم را دیده. در اقسام نشستهای دیگ و توحید، تنگه و زالو .... نیز شرکت کرده و روزانه در نشست های عملیات جاری، انتقادات باور نکردنی از خود کرده و به اصطلاح مجاهدین با تیغ کشیدن بروی خود و گفتن ناگفتنی هایی که حتی در زوایای ذهنش در خواب می گذرد هر بار رهاتر از قبل شده و به این القاب نائل گشته است! انتقاداتی که اگر روزی بخواهد اعتراضی یا انتقادی به مجاهدین بکند و آنها بخواهند او را به مانند آن عضو روابط خارجی شان افشا کنند پرونده ای ضخیم و غیر قابل باور خواهد شد! از همان پرونده هایی که مجاهدین برای هر کدام از اعضا و هوادارانشان برای روز مبادا تهیه کرده اند! نمونه این انسانهای طراز اول را قبلا در نامه های ارسالی به خانواده ها دیده بودیم. این شعر چنین مجاهد خلقی است. نه مجاهد چند روزه بلکه مجاهد سی و چند ساله! مجاهد، اشرفی و کاملا اشرف و لیبرتی نشان! که روزی به سودای رهایی مردم و دفاع از آزادی به جمع مجاهدین پیوسته بود و امروز مبارزه اش را میتوان در این شعر خلاصه کرد. این مشتی است که متاسفانه نمونه خروار است.
حمید امامقلی نصیری شاعر غنی شده در لابراتوار رهبران عقیدتی
البته گویا که حمید امامقلی بابت این شعر هدایا و تشویق های ایدئولوژیک را از بالاترین سطوح دریافت کرده است که امروز دست به نوشتن انشایی دیگر به همان حد نازل زده است نام انشا این است : " براي «مصداقي» پروفسور غني شده در لابراتوآر دكتر فقيه اعظم" ، نویسنده : " حمید امامقلی نصیری شاعر غنی شده در لابراتوار رهبران عقیدتی"! راستش دلم برای سیمون دوبووار سوخت وقتی نقل قولی از او را در ابتدای مطلب این انسان طراز مجاهد! دیدم. از قول سیمون نوشته است : " ابتدا با تجربه وحشت آوری، در سر خود، در قبل خود و در تن خود زندگی میکنیم. سپس آن به زندگی ما تبدیل میشود" .... و من بخوبی تصور کردم که چگونه حمید امامقلی و هم طرازانش این لحظات را زندگی کرده و به آن چیزی تبدیل شده اند که امروز بر قلمشان جاری می شود!... و بعد ناخودآگاه این جمله سیمون در کتاب " همه می میرند" در ذهنم پر رنگ شد : " در دور دست سگی تا حد مرگ پارس میکرد... ماه درشتی در آسمان آویزان بود." و باز جمله ای دیگر در همان کتاب : " میلیونها علف در دشت، همه یک اندازه، یک شکل... یک ساقه علف، همین و همین. هر کدام خود را متفاوت، برتر از دیگران میدانند و همه اشتباه میکنند. "
امامقلی خطاب به مصداقی در قالب یک داستان می نویسد : .... شبهایی که خواب میدید، به اعدام شدگان، تیر خلاص می زند!! و شکنجه شدگان را می آزارد! اشتهایش برای صبحانه چند برابر می شود!!!! " یا در جایی دیگر ..." به شناسنامه اش نگاه کردند، نوشته بود سال 67 گندید!! همان سالی که همبندانش می ایستادند و به کهکشان سر سائیدند او سر خم کرد و به دژخیم لبخند زد!! " ....براستی حمید امامقلی چرا با این شقاوت قلم بدست گرفته و یک زندانی رنج کشیده که ده سال زندگیش از زمانی که تنها ۲۲ سال داشته در زندانهای جمهوری اسلامی گذشته و الان نیز از بیماریهای مختلف ناشی از زندان رنج میبرد را " تیر خلاص زن" معرفی میکند!؟ و او را همپای لاجوردی به آزار شکنجه شدگان می کشاند!! حمید امامقلی خود کیست که این چنین حرفهای دیکته شده را رله میکند. آیا خودش هرگز یک روز در زندان بوده؟ یا در عملیات ها و شرایط سخت نظامی ایران در دهه شصت حضور داشته ؟ یا در عراق در شرایط سخت عملیاتی و پادگانی بوده است ؟ یا اینکه یک دانشجوی خارج کشور بوده که از فرانسه به مجاهدین پیوسته و حتی یک روز چگونگی شرایط دهشتناک دهه شصت در ایران و زندانهای آن حتی برایش تصور نکردنی است! کسی که در تمام مدت در قسمت تبلیغات مجاهدین به کارهای تبلیغاتی مشغول بوده ! کسی که همیشه حتی در میان مجاهدین هم در پشت صحنه تبلیغاتی کار کرده است. به نظر میرسد که او و امثال او آرزویشان این بود که مصداقی و دیگرانی که از زندان جان سالم بدر برده اند نیز بر سر دار می رفتند تا امامقلی ها خون آنها را بیشتر جوهر قلم خود کنند و از خیر سر بر خاک افتادن آنها در پشت صحنه در خارج کشور در کنار دریاچه و قوهای سپید - اشاره به عکس - بنویسند و بعنوان شاعر مجاهد خلق و غیره اسم در کنند! آیا اینهمه لجن پراکنی از طرف سازمانی که خود را تنها آلترناتیو جمهوری اسلامی مینامد در پاسخ به یک نامه و یا یک کمپین سئوال برانگیز نیست!؟ براستی آیا تمام این لجن پراکنی های افسار گسیخته ناشی از نداشتن پاسخ به سئوالات و ابهامات نیست!؟ گیرم که این سئوالات اشتباه آیا نمیتوان به آن پاسخ داد و یا آنرا نقد کرد؟ حمید امامقلی ها کیستند که به یک زندانی دردمند و به کسانیکه بهترین روزهای نو جوانی و جوانیشان در زندان گذشته این چنین حرمت شکنی می کنند!؟ آیا جز این است که رله سخنان آن بزرگان و شهان!! را که خود نمیخواهند به صحنه بیایند و پاسخگو باشند در لجن پراکنی علیه دیگران به عهده گرفته اند.
بقول مولوی : این همه آوازه ها از " شه " بود
 گرچه از حلقوم عبدالله - اینجا امامقلی - بود
عاطفه اقبال -اردیبهشت ۹۲- ۲۰ می ۲۰۱۳

شعر مجاهد خلق حمید امامقلی ( نصیری) که در تاریخ ۱۹ اردیبهشت ۹۲ در سایت همبستگی متعلق به مجاهدین منتشر شده است!
اين«همنشين» دژخيم، «مصداقي» رواني‌ست
براي باركشان بي‌مزد يا با مزد
 وزارت بدنام اطلاعات آخوندي
شخصي ميان آن جمع، گفتش كه اين فلاني‌ست
 اين «همنشين» دژخيم، «مصداقي» رواني‌ست
گويي كه از بني‌صدر، ويروس ِ«من» گرفته
 گفتش ولي جنونش، از دورة جواني‌ست
همزاد ديگر او، آن «شكري» مفنگي است
 با‌«ناظر»ي كه آن هم، گويي خبيث ثاني‌ست
ياوه‌سراي ماهر، خدمتگذار جائر
 البته در دنائت، همدست هرچه جاني‌ست
از «آمر به معروف»، از «ناهيانِ منكر»
 با غلظت وقاحت، با حربه لساني‌ست

در جعل و جهل و تحريف، گامي فراتر از رذل
 برده سَبَق از آن‌كه، منفور جاوداني‌ست
كرده كُپي‌كِشي از «كيهان» و «فارس» «بازتاب»
 در بي‌شرافتي نيز، همزاد «لاريجاني»ست
مثل كلاغ بي‌شرم، چاكِ دهن دريدست
 مجري بي‌چِراي فتواي «لنكراني»ست
بي‌مزد و بي‌سبب نيست، هر روز و شب به‌ فكرِ
 پنجه كشي به آن كه، در حال خون‌فشاني‌ست
وقتي كه در رذالت، شاگرد خوب ملاست
 لابد كه پشت پرده، مشغول سورچراني‌ست
اي واي! از آن كه روزي، در انتهاي بن‌بست
 از پرده‌ها درافتد، هرآنچه كه نهاني‌ست
جز اين چه مي‌توان گفت، جاي چنين خبيثان
 طبق گواهِ تاريخ، عمقِ زباله‌داني‌است

کامنت ها در فیسبوک 

22 commentaires
Commentaires
Zoobin Azarakhsh
این آدم که اصلا روانی است و به نظر می رسد عقل و شعور درستی ندارد از قیاه اش هم تا حدی نشان دهنده یک آدم نا متعادی است و اخیرا هم یک مطلب مزخرف در سایت آفتابه داران نوسته و علیه ایرج مصداقی نوشته که اصلا یک کلمه انتقاد در مورد متن و استدلال ها و ایرادهای ایرج مصداقی در ان نیست و فقط و فحش و ناسزا و بالا و پاینن پریدنی است که گویی نشادر سبب آن بوده است.
20 mai 2013, 17:42
J’aimeAfficher plus de réactions

4
Kal Katoon
همین افتادن پرده ها سبب شد بعضی که ادعای پیشگام و روشنفکر جامعه را دارند چهره واقعی آنها نمایان گردد و مردم به پوچی و تو خالی بودن آنها پی ببرند و مجاهد خلق امروز را در سطح یک کودک کلاس سوم دبستانی بدانند که سطح پایین شعر او باعث خنده معلم می گردد . ضمنآ برای چنین شعری نباید زیاد وقت گذاشت و مطلب نوشت
20 mai 2013, 18:17
J’aime

7
Faezeh Sojodi shaer ke toye,,,,,,,,,,
20 mai 2013, 18:56
J’aimeAfficher plus de réactions

1
Behjat Imani
ببینید که کارشان به کجا رسیده که شدیدآ به افغانها متوسل شده اند و در دفاترشان از هواداران افغانی استفاده میکنند.
20 mai 2013, 20:56
J’aimeAfficher plus de réactions
Atefeh Eghbal
خانم ایمانی عزیز می دانم که اینها در رابطه با ما بدترین الفاظ را بکار میبرند و بخود اجازه هر گونه فحاشی را میدهند ولی من مایل نیستم که به شیوه خود آنها بنویسم بهتر است با الفاظ درست نقدشان کنیم تا با فحش و ناسزا. آنچه را که به آنها روا نمی دانیم به خود روا ندانیم. با تشکر
20 mai 2013, 21:09
J’aimeAfficher plus de réactions

4
Esmailvafa Yaghmahie
من فقط واقعا متاسفم و ایکا شبجای دشنام نقد و بررسی در کار بود که مدتهاست انگ زدن کار کردش را از دست داده و کسی باور نمی کند
20 mai 2013, 21:36
J’aimeAfficher plus de réactions

9
Atefeh Eghbal
زوبین عزیز، در مورد آن بساز و بفروشی که معرف حضور اکثر دوستان میباشد نیازی به نوشتن نمی بینم چون رسواتر از آن است که بخواهم وقت برای امثال او تلف کنم. او فقط مثل صمد آقا در فیلم صمد به مدرسه می رود میخواهد خودش را نخود هر آشی کند و دستش را بالا ببرد و بگوید من با مسئولیت خودم !! افشا میکنم...!!!یعنی ما هم هستیم و خیلی هم سیاسی هستیم!! کسی هم تحویلش نمی گیرد برای همین تکرار میکند... بگذارید طفلک کارش را بکند و هر چه دلش می خواهد تغوط بفرماید. یک زمانی به تلویزیون آمریکا خودش را به اسم تحلیل گر معرفی کرده بود وقتی دیدند که خالی بندی میکند، عذرش را خواستند ولی برای اینکه کم نیاورد پیش دیگران میگفت : "محسن رضایی از مسئولین مجاهدین مانع شد و از من خواست که دیگر تحیل گر سیاسی آنها نشوم!!" - نقل به مضمون - راستش من کلی در دلم خندیدم چون ماجرا را اتفاقا از طرف همان آقای محسن رضایی شنیده بودم و میدانستم که چرا او را از سر باز کرده اند... حالا بگذارید حداقل اینجا در صفحه فیس بوکش خودش را به عنوان تحلیل گر جا بزند. گناه دارد طفلک.
20 mai 2013, 21:38
J’aimeAfficher plus de réactions

6
Efat Eghbal
من خدا را شکر می کنم که زود انقلاب نشد تا ماندیم و ماندند و دیدیم ، خوشبختانه با چشمانی باز از دنیا خواهم رفت. ،،،این روزها هر کس در هر مقامی و شرایطی و نامی خود را نمایان می کند ،،و قضاوت می ماند بر تاریخ و مردم.
20 mai 2013, 21:42
J’aimeAfficher plus de réactions

7
Arash Pirouz
خانم اقبال این آقا ی حمید امام برخلاف اسمش نتنها امام نیست بلکه برده ایست که مثل همان خانم غفاری باید طبق فرمان هم بیچاره شعر بکوید جفنگ ببافد و تازه بعد از اینهمه شب بایستی لیست اعترافات رابرای مسئول خودش آماده کند که اگر نکند دمان از روزگارش در خواهند آورد بنظر شما این همه کار را بر سر یک نفر ریختن بی انصافی نیست؟ دیگر از این نوع مخلوق طراز نوین چه انتظاری میتوان داشت اینها کف هائی هستند که در اثر طولانی شدن مبارزه بالا میآیند ولی بزودی از بین میروند
20 mai 2013, 22:08
J’aimeAfficher plus de réactions

1
Fara Bahar
اگر از منظر همیشگی به این "ابیات" نگاه کنیم، تکراری است از نگرش قبیله ای به مبارزات سیاسی ، فرهنگی و حتی علمی، که سر از مسائل شخسی و خانوادگی در می آورد۰
اینان رقابتهای اجتماعیِ لازمه حیات وترقی بشر را خصومت و حذف فیزیکی می پندارند که خود ابزار تخریب جوامع انسانی و نگرش قبیله ایست۰
20 mai 2013, 22:19
J’aimeAfficher plus de réactions

3
Majid Bidar
البته همه شما میدونید که اینهایی رو که اینجا اسم برده شدند، فقط و فقط "فرد" هستند و "اجرایی"! فکر کردن و جواب دادن و یا نوشته ها رو ردیف کردن، کار این جماعت نیست. بقول یکی از بدایل های روزگار: "به ما چه ربطی داره راجع به مسائل فکر کنیم؟ کس دیگه ای هست که فکر کنه، ما فقط اجرا میکنیم!"... ضمنا اگه دقت کنید، این راویان و خط پیش برندگان، علاقه شدیدی به خواب و خواب دیدن و تعبیر کردن خواب دارند! نمیدونم شاید اینهم از عوارض ناعلاج دیگهای زودپز که مخصوص خارج کشور بوده باشه! وگرنه که رفتن توی حوض . بعد از حوض توی دیگ، و ملاقات زالوها توی دیگ و ... دیگه حالی برای شاعری و مشاعر نمیگذاشت! (ظاهرا همین دیگ زودپز در خارج هم کار خودش رو کرده!)... یک نکته دیگه هم اضافه کنم و اون اینکه با دیدن این همه کامنتها و الطاف امام گونه، فیلم "صمد به مدرسه میرود" جلوی چشمم سبز میشه. مشق ها و سوالات نوشته شده مربوط به خانم (یا آقا) معلم هست، یا اینکه در بدترین حالت، مثلا از سرکار استوار. ولی سرکار استوار برای فرار از جواب، گروهبان قندعلی ها رو فرستاده دم در مدرسه تا مشق ها رو خط بزنند!! بگذارید اونقدر خط بزنند تا جونشون دربیاد! ما هم می نشینیم و هی مینویسیم و همچنان فریاد میزنیم: ـ مشق مینویسوم آی مشق مینویسوم ... هیشکی هم نمیتونه مثل ما مشق بنویسه! ...
20 mai 2013, 22:47
J’aimeAfficher plus de réactions

1
Mehdi Sane · Ami(e) avec سید هاشم خواستار et 21 autres personnes
خانم اقبال ها، من براي شما و مخصوصا آقاي مصداقي احترام زيادي قائل بودم و هميشه حق را به شما ميدادم، فكر ميكردم نكاتي را كه ميگوييد واقعا از سر دلسوزي و براي كمك است، ولي با اين نامه سرو ته گشاده آقاي مصداقي و كارهايي كه شما هر دو ميكنيد، مرا شديدا از خودتان، نوشته هايتان و عقايدتان منزجر فرموديد. بايد از آقاي مصداقي كمال تشكر را داشته باشم كه چشم ، ما را بروي حقايق باز كرد، و از پشت نقاب دلسوزي و واقع بيني صورت زشت و تهوع آور خود شيفتگي و عقده حقارت خود را نمايان كرد،
20 mai 2013, 23:00
J’aimeAfficher plus de réactions

2
Hamid Haghshenas · 25 amis en commun
مجاهدين هميشه بجاي جواب فحش نثار ديگران كرده اند. با اين فحاشي ها معلوم است كه آقاي مصداقي بي ربط نگفته.
21 mai 2013, 09:24
J’aimeAfficher plus de réactions
Mehdi Sane · Ami(e) avec سید هاشم خواستار et 21 autres personnes
زوبين،
اگه يك كمي هم به فكر رهبري مهربان و با عاطفه رژيم هم بودي و بعد از جفتك چهار گوشي كه به مجاهدين زدي، يك تلنگر هم به اونا ميزدي، ميگفتم دشمني و كينه توزي و خصومتت حداقل روي حسابه، كمي دلمون خوش ميشد، ولي مثله اينكه تو مشكلاتت از اين حرفا گذشته، 
بخدا داري زور بيخود ميزني، فشار بخودت تيار عزيزم، كمي هم دور و برت رو نيگاه كن، 

چيزي به آخر خط رژيم نمونده ها، بعد شرمندگي برات آبرو و حثيت نميشه
21 mai 2013, 21:14
J’aimeAfficher plus de réactions

1
Efat Eghbal
روزی به سودای رهایی مردم و دفاع از آزادی به جمع مجاهدین پیوسته بود
21 mai 2013, 23:37
J’aimeAfficher plus de réactions

4
Chahzad Kiya
ساليان دراز باديه نشيني و بدوي نشيني آخر و عاقبتش همين است 
اين هم پديده جديد مجاهد اشرفي از نوع سوپر فالانژ كه اگر دستش به اقاي مصداقي برسد تمامكش مي كند
اين قلب كه نيست بمب كينه است بمب تنفر 

به دوستان خلق كه در ننگين نامه شعر هم اسمش را گذاشته است 
زير چتر تقدس دادن به رهبري و معصوميت انها هر فحش و افترا و هتك حرمتي در پايين مجاز است همين مكانيزم هم در ان سر طيف زير قباي مقدس خميني و خامنه اي و اسلام ولايت همه نوع خيانت و جنايتي با دست باز انجام شد
قابل توجه دوستان كمپين گفته بودم كه اينها نيروهاي رهبري سازماني هستند كه با اهرم انقلاب ايدئولوژيك چنان انها را به نقطه رهبري قلاب كرده كه در رؤياي خود براي غير خودي هيچ ارزشي قائل نيستند بيهود ه اب در هاون مي كوبيد و خود را در گير مسائل فرعي مي كنيد 
در همين پاريس و در تركيه صد ها نفر انسان هموطن با زن و فرزنداناز ظلم و ستم استبداد ديني ترك ديار كرده و سر پناه ندارند و در وضعيت ناهنجاري بسر مي برند
22 mai 2013, 00:18
J’aimeAfficher plus de réactions

2
Chahzad Kiya
بهتر نيست اگر واقعا قصد كمك و بر داشتن باري از مسئوليت إنساني داريد بجاي مبارزات در صحنه مجازي و دهن به دهن شدن با اين وان كه بجايي هم نمي رسد و فضاي سياسي را هم الوده مي كند سمت گيري درستي اتخاذ كنيد 
و دنبال نجات كساني نباشيد كه خود را ناجي مردم ايران دانسته و در تصور خود شما را مشتي خائن و مزدور مي دانند
22 mai 2013, 03:23
J’aimeAfficher plus de réactions

1
Omid Rahai · Ami(e) avec Mina Ahadi et 24 autres personnes
رجوی دقیقا مثل همزاد در قدرتش یعنی خمینی و خامنه ای عمل میکند. همانطور که کروبی و موسوی و امروز هم رفسنجانی از پیکر رژیم کنده میشوند، شکری و علی ناظر و یغمایی و مصداقی هم از پیکر رجوی و رجویسم جدا میشوند! این آقایان ناظر و مصداقی و یغمایی، دیر زمانی نیست که در گذشته به خاطر همین انتقاداتی که ما به رجوی و سازمانش میکردیم، ما را برای خوشایند رجوی به رژیم میچسباندند. ولی امروز رجوی مجبور است مثل رژیم هر روز منقبض تر بشود و دامنه خودی هایش را کوچک و کوچک تر بکند!
22 mai 2013, 11:43
J’aimeAfficher plus de réactions
Zoobin Azarakhsh
اگر روی این عکس این شاعر طراز مکتب عکس یکی دو تا مگس سبز بچسبانید یا با فتوشاپ آنها را روی عکس قرا بدهید، آنوقت جنیس واقعی و شکل واقعی ایشان ظاهر خواهد شد، مثل آن معرفهای شیمیایی که برای شناختن باز از اسید بکار می ورد . مثلا اگر یروی محلول متیل اورانژ که نارنجی رنگ است، باز (مثلا آب  آهک رقیق که بی زنگ است) بریزید زرد رنگ می شود و اگر اسید بریزید قرمز رنگ. البته توجه داشته باشد که آزمایش مور نظر ما در مورد چسباند عکس مگس سبز روی تصویر شاعر طراز مکتب، یا این آزمایش را در توالت خانه انحام بدهید، پنجره های اطاق تان را چارطاق باز بکنید و روی دماغتان هم دستمالی که کمی به آن ادکلن زده اید ببندید. چون این ازمایش هم مثل آزمایشاتی که در آن گاز ُ اس هاش 2 که بوی تخم مرغ گندیده می دهد، متصاعد می شود، با چسباند یا مونتاژ عکس مگس روی عکس شاعر طراز مکتب «که از سپتیک» انقلاب ایدئولوژیک و رابطه مریدی و مرادی بیرون آمده است، بخار و بوی ماده سازنده هویت شاعر هم هم بلند می شود
25 mai 2013, 15:04
J’aimeAfficher plus de réactions
دریای آرزو
دریای آرزو
در وجود انسان چیست که بیکباره این چنین ماهیتش عوض میشود؟؟؟؟؟ و چه راحت خود را عروسک دست عروسک گردان می‌کند.
11 septembre 2013, 17:40
J’aimeAfficher plus de réactions



جدا دست پرورده های مهر تابان و شوهرش حرف ندارد مقاله نیت انگار در چاه توالت را باز کردی حالم به هم خورد مثلا این مرتیکه شاعره خاک بر سرش کنن. سیما
                       ناشناس گفت...
من یک دورانی زندان بودم و شزایط زندان برایم کاملا اشکار هست و می دانم که هر کس مشغول چکار هست مدتی هم در عراق بودم و همه دوران ها را گذرانده ام الن هم در اروپا هستم تقریبا در طول 33 گذشته در کنار مقاومت بوده ام همیشه دیده ام افرادچگونه بریدگی و در پس ان خیانت های خود را توجیه می کنند از کسانی که از انفرادی می بردند تا در مسجد و مدرسه سخنرانی کنند و علیه هم بندان خود کزارش نویسی نمایند خیانت مگر جه هست خانم ها و اقایان جان دیگران را به خطر انداختن یکی از هم سلولی هایم که شب رفت و دیگر بر نگشت حکمت گزراشاتی بود که از داخل سلول داده می شد و راضینی گفته بود جرمت خط دادن به زندانیان هست خانم ها و اقایان ما که می دانیم شما مشغول چه کار هستید لطفا بس کنید زخم دشمن را تحمل کنیم یا در شما را .ایا به جرم مقاومت می خواهید سر بریده ما را برای التیام بریدگی هایتان به خدمت نا کسان ببرید صبر کنید تا پس از مرگمان این کار را بکنید اما جیزی گیر شما نخواهد امد جونکه چیزی در جیب نداریم هرچه هست در راه سرنگونی هزینه شده هست
                        ناشناس گفت...
من همه مقالات و دیگر مطالبی که در رد کتاب مصداقی نوشته شده را خواندم. این نوشته ها مرا بیاد نشست های دیگ و عملیات جاری و غسل می اندازد و لرزه بر تمامی وجودم می افتد .شما ببینید اینها در دنیای آزاد با کسانی که از روی دلسوزی انتقادی می کنند چه میکنند وای به حال آن مجاهدانی که در اشرف و لیبرتی اسیر دست اینها هستند و کوچکترین انتقادی به اینها داشته باشند.روزگارشان را سیاه می کنند.همیشه دلم می خواهد یک بار آقای مصداقی را از نزدیک ببینم و به او بگویم خدا را هزار مرتبه شکر که به منطقه نرفتی . اینها انسان را از انسانیت اش تهی می کنند. واقعا به این آقای حمید نصیری یا حمید امامقلی می شود گفت شاعر و نویسنده.تازه همین شاعرو نویسنده را شب در نشست عملیت جاری در اورسورواز می گیرند زیر فحش و تحقیر که چرا به روی مصداقی و امثال او خوب تیغ نکشیدی .دنبال چی بودیم و چی شد. درود به خانم اقباب . (یک مجاهد سابق از آلمان)
                        مهدی اکبر زادگان از آلمان گفت...

خانم عاطفه اقبال عزیز
ضمن تحسین شما برای ایستادگی در مقابل ایلغارمسعود و مریم من خودم هم سالها با این مقاومت بوده ام و همیشه هم در متینگ ها و اجتماعات آنها از داخل و خارچ بوده ام و خیلی برایم جای تاسف دارد که الان مسعود و مریم و نه مجاهدین در این نقطه هستند و الا که تلو لو عنصر مجاهد خلق همیشه بر تارک ایران زمین میدرخشد مثل روزبه ها که علیرغم خیانت رهبران حزب توده شرف انقلابی خود را هیچ کاه نفروختند و امیدوارم در شورای ملی مقاومت و در میان مجاهدین هم بلاخره گوش های شنوایی بیدار شود اتفاقا الان که وضعیت درهم ریخته رژیم ضد بشری را مبینم بهترین موقع است که در ایران فردا کسانی سکان رهبری ایران زمین را بدست گیرند که فی الواقع دلسوز مردم باشند.روزی مسعود میگفت که ما سر ندادیم که زر بگیریم و میگفت که امثال حاج سید جوادی در خارجه نشسته و میگویند که ما فکر میکردیم که شما عیاران هستید ولی کور خوانده خونش را ما بدهیم و کرسی اش را کس دیگری بنیشیند و امروز به راستی روشن شده است که چنگ مسعود فقط و فقط سر تمامیت ایران بود و همه اش را میخواست و نمیدانم خدارا شکر کنم یا نه ولی آیینه زمان به خوبی نشان داد که مسعود هم گلی برسر این مردم رنج دیده نخواهد زد.راستی چرا مجاهدین میخواهند در فردای پیروزی و در میدان خزانه و خاوران به مردم حساب پس بدهند چه اشکالی دارد که همین امروز کارنامه اعمال خودشان را باز کنند تا مردم حدا اقل خیالشان راحت باشد که اپوزسون صادق و مورد اعتمادی برای ایران فردا خواهد داشت یادم می آید که یکی از اعضای جدا شده مجاهدین به من میگفت که در نشست های دیگ به او گفته اند که باید رجس خمینی را از تنت بیرون کنی تا هر چه بیشتر به رهبر ی عقیدتی وصل بشوی . سوال اینجاست که چه کسی باید رجس را از تن رهبری عقیدتی بیرون کند مگر اینکه حتما او نظر کرده دیگری است و وحی بر او نازل میشود .
به هر حال امیدوارم اگر ذره ای عنصر انقلابی گری در مسعود مانده است زودتر به خودش بیاید . من آیت الله منتظری شاخص خوبی است که با قاطعیت به کرسی ولایت پشت پا زد و برای همیشه نامش در تاریخ ایران جاودانه خواهد ماند کسی که سکوت در برابر اعدامهای سال 67 را جایز ندانست و جلوی خمینی ایستاد و او مظهر یک انقلابی تمام عیار است و خدا رحمتش کند که درس بزرگی به همه دادومن به مسعود هم میگویم که از تاریخ درس بگیرد و به اشتباهات بسیاری که تا کنون داشته است اذعان کند . به اشنباه تصمیم گیری و به قربان بردن 1500 مجاهد خلق در عملیات فروغ حاویدان اذعان کند و هی نگوید که فروغ جاویدان بیمه نامه هر مجاهد خلق است . تو را خدا ببین الان چه حرمت و احترامی برای مجاهد خلق مانده است . به همه دوستان هم توضیه میکنم در انتقاد هایتان به هر کس که میخواهد باشد رعایت اداب و احترام را داشته باشید فرهنگ کلمات بکار برده در شعر حمید امامقلی فرهنگ لمپنیزم است که متاسفانه جامعه ما از آن رنج میبرد و وقتی برنامه طنز پیک شادی را هم نگاه میکنم عمدتا روی همین فرهنگ لمپنیزم سوار است از آقای اسماعیل وفا یغمایی هم که سایتش را برای بیان مقالات و انتقادات باز گداشته تشکر میکنم
ارداتمند
مهدی اکر زادگا از آلمان
                        ناشناس گفت...
بابا کدوم سرنگونی . سرنگونی در کار نیس دارن سر ماها رو شیره میمالن تا رهبیتشونو داشته باشن.صد سال دیگم اینا برنده نمیشن مگه کار عالم الکیه.حسن ز
                        سهیلا نروژ گفت...
درود بر شما خانم اقبال.شجاعتتان قابل تحسین است.سهیلا.نروژ
                       ناشناس گفت...

ننگ ما ننگ ما
خواهر الدنگ ما
ننگ ما ننگ ما
خواهر الدنگ ما
                        سیروس گفت...

خانم عاطفه اقبال گرامی
دست مریزاد که در برابر بی عدالتی ساکت نمی نشینید. از شما همین شایسته است. حمید امامقلی ها باید شرم کنند. در اصل رهبران مجاهدین باید شرم کنند که یک جوان دانشجو را عضو گیری کرده و بعد از سی سال این چنین با فرهنگ لمپنیزم تحویل جامعه داده اند. من که شرم کردم از شعر حمید امامقلی
                       جواد. م گفت...

در جواب این ناشناس که شعر الدنگ نوشته میگویم :
ننگ ما ننگ ما
رهبر الدنگ ما

متاسفم که کار مسعود به اینجا رسیده که به جای تحلیل سیاسی برای خانواده ها شعر میسازد. حیف آن جوانانی که با نام او شهید شدند و نمیدانستند امروز او سازمان مجاهدین را به کجا خواهد رسانید! من نمیدانم چه بگویم.
متشکرم خانم اقبال عزیز
یک مجاهد سابق و بریده از اینهمه نیرنگ و دو رویی 
                       حیدر سیاران گفت...
مطلب جدید این امامقلی را دیده اید؟ افاضات این امامقلی واقعا روی آخوندها را کم کرده است. در جایی شعر بازرگان را آورده است که اونی که به ما نریده بود. کلاغ ک... دریده بود. آقای امام قلی بی خبرند که رهبری عقیدتی شان از سی خرداد سال 64 تا امروز به مثابه همان کلاغ ک...دریده بر سر ایشان و امثال ایشان ریده است. آثار این ریدن را میتوان در نوشته و شعر این امامقلی دید. واقعا حق اینها همین است.
                        ناشناس گفت...

قسمتی از مقاله سقوط گفتار از آقای
حمید اشتری.اینست گوشه ای از ادبیات مجاهدین قبل از قبضه قدرت.استالین خدا بیامرز هم قبل از رسیدن به قدرت این طور نبود
بریده خائن - ننگین نامه – بریده مزدور - روانی – عفونت رنگین و همهمه ننگین– استقراغ آخوندها را قرقره کردن – بلندگوی سایتهای رژیم و مخالفان– جماعت دهن گشاد – کر هماهنگ وزارت اطلاعات – ردای بنی صدری تن کردن – دم تکان دادن برای آخوندها – قدیس اعظم – معتاد و تریاکی – سورچران – کلاغ بی شرم – خدمتگذار جایر – دژخیم – یاوه سرای ماهر - عقده ای ها – ننگ ما فامیل الدنگ ما – چرت و پرت و گنده «گو...» ها – تخلیه اطلاعاتی بریده مزدورهای جدید – ذلت سیاسی و اخلاقی – اولتیماتوم احمقانه – مزدوران بی نام و نشان – سگ زنجیره ای رژیم – کوبیدن آب در هاون رژیم – عارضه لاجوردی – خالی تر از پوچ – خمیرگیر جلاد – واداده ها – حقیر خودپرست – گزارش نویس – دغل کار – دگردیسی ذلت پذیر – تواب تمام عیار – انتقام وادادگی – در دیگ وزارت پایین و بالا می‌شوید – میوه های نطنز وزارت اطلاعات – جیره خوار رژیم - ماماچه پلیدک – تفاله بریدگان معلوم الحال – هم آخور و هم آغل – مزدوران بد نام و گمنام گشتاپوی آخوندی – زشت سیرت – حرفهای صد من یک غاز رژیم را تکرار کردن – دکتر فقیه - خیلی سوزش داشت - حقه باز – شیوه رزیلانه – شغل کثیف کشف انحرافات – جاده پر ننگ و فصیحت - جاده صاف کن رزیم – کارد جلاد تیز کن – اشعه دادن وگرانفروشی به گشتاپوی اخوندی – زاغ...دریده - جنون گاوی - دهان گشادت گور تهمت – هوادار نادم – خبیث.

هیچ نظری موجود نیست:

پست کردن نظر