سریال "یک روستای فرانسوی" روایتی از روزهای جنگ جهانی دوم در فرانسه است. پیشتر چند قسمت پراکنده از آنرا گاه بیگاه در تلویزیون دیده بودم اما هرگز فرصت نکرده بودم از ابتدا و به طور کامل دنبالش کنم. امروز، در جستجوی مجموعه ای که ذهنم را از اخبار متناقض این روزها دور کند، تصمیم گرفتم تماشایش را از ابتدا شروع کنم.
داستان با تصویری از یک زندگی عادی در یکی از روستاهای فرانسه آغاز میشود، زندگی ای که آرام آرام زیر سایه اضطراب جنگ و خبر نزدیک شدن نیروهای آلمان شکاف برمیدارد. در ابتدا سناریو به دقت ما را با خانواده ها و شخصیت های مختلف آشنا میکند، آن قدر نزدیک که وقتی پای جنگ به زندگی شان باز میشود، تماشاگر بتواند با ترس ها، دردها و انتخاب هایشان خود را همراه ببیند.
با ورود سربازان آلمانی به روستا و بمباران کودکان یک مدرسه که به گردش آموزشی رفته بودند، سریال وارد سوژه اصلی خود یعنی جنگ می شود. در پایان قسمت اول، در حالی که بیشتر ساکنان در تلاش اند از روستا بگریزند، خانواده ای مرفه نیز آماده ترک خانه بزرگ خود در قلب روستا است، اما ناگهان سربازان آلمانی به همراه فرمانده از راه می رسند و خانه آنها را به عنوانی یکی از مراکز فرماندهی خود تصاحب میکنند.
تصویر پایانی، پدر و مادری را نشان می دهد که سعی میکنند با درآغوش گرفتن دو فرزندشان، از آنها در مقابل چهره زشت جنگ حفاظت کنند. درماندگی در نگاهشان موج می زند. دشمن به خصوصی ترین حریم زندگیشان نفوذ کرده و آنها را ناخواسته در دل جنگی گرفتار کرده که هیچ ربطی به آنها ندارد. این تصویر فریز شده پایانی، تا عمق جان نفوذ میکند: گویی بازتاب رنج هزاران انسانی است که در جنگ های بیشمار تاریخ بشر، بی آنکه نقشی در آن داشته باشند، زندگیشان ویران شده است.
این قسمت، مرا به عمق خاطراتم پرتاب کرد. با خود اندیشیدم که ما نیز بارها در خانه های خود، در امن ترین و خصوصی ترین لحظات زندگی، طعم هجوم را چشیده ایم، چه در دوران سلطنت و چه در سالهای پس از آن.
هرگز آن صبح خرداد 1350 را فراموش نمیکنم، وقتی ماموران ساواک برای بازداشت برادر جوان و دانشجوی من، در جستجوی کتاب های ممنوع به خانه مان ریختند و همه چیز را زیر و رو کردند. لرزش آن روز هنوز در وجودم مانده است. شاید همان جا بود که نخستین جرقه های مخالفت با دیکتاتوری سلطنتی در ذهن من که دخترکی بیش نبودم، شکل گرفت. آنها به زبان فارسی سخن میگفتند اما برای من متجاوزگر بیگانه بودند. سالها بعد یکبار دیگر در تظاهرات آرام هفده شهریور که به خاک و خون کشیده شد، باز ناچار شدیم خانه را ترک کنیم و با ترس و کابوس آنچه دیده بودیم، زندگی کنیم.
با روی کار آمدن حکومت اسلامی، اوضاع نه تنها بهتر نشد، بلکه شکل سیاه تری از همان سرکوب تکرار شد. اینبار من خودم زندان بودم، اما خانواده ام در روز برگزاری مراسم برادرم که در تجمع سی خرداد شصت کشته شده بود، ناچار شدند خانه را ترک کنند و ماهها در خیابانها دربدر شوند. پاسداران خانه را با تمام اموالش مصادره کردند و در آن مستقر شدند. آنها نیز هر چند به زبان ما سخن می گفتند، در عمل چیزی از یک نیروی اشغالگر کم نداشتند.
شاید به همین دلیل است که برای برخی، ترس از "اشغالگر خارجی" رنگ باخته، چرا که سالهاست تحت " اشغالگر داخلی" با رعب و وحشت زندگی کرده اند.
این سریال تنها یک روایت داستانی نیست. ریشه در واقعیت هایی دارد که مردمان بسیاری آن را با گوشت و پوست خود زیسته اند. روایت پیوندهایی است که در دل تنگناها شکل میگیرد، ترس هایی که گاه به خیانت میانجامد، کسانی که برای زنده ماندن یا حفظ موقعیت، به سوی جبهه دشمن کشیده میشوند. و روایت امید، از آنان که در تاریکترین لحظات برای روشن نگه داشتنش میجنگند و راهی میگشایند. از انسانهایی که، با وجود همه فشارها، انسانیت را فراموش نمیکنند.
نام بسیاری از آنها در حافظه تاریخ ثبت شده است، همانگونه که نام کسانی که خیانت و خود فروشی را برگزیدند نیز باقی مانده، نه برای ستایش، بلکه برای آنکه آیندگان از آن همه خاطرات تلخ و چرکین، درس بگیرند.
برای من که همیشه در انتخاب فیلم های خوب و پرمحتوا وسواس دارم، تماشا تنها دیدن نیست، آن چنان در دل داستان های این چنینی فرو می روم که گویی آنرا در کنار بازیگرانش زندگی می کنم. شاید به همین دلیل است که هر صحنه این سریال پلی میشود به سوی خاطراتم و پیوسته این پرسش را در ذهنم زنده می کند که اگر در چنین موقعیتی قرار میگرفتم، چه میکردم؟
در نهایت این مجموعه، با تکیه بر واقعیت های تاریخی نه تنها مرا از فضای جنگ دور نکرد، بلکه مرا عمیق تر در آن فرو برد.
عاطفه اقبال – 20 آوریل 2026
- عکس جاش های همکار با دشمن را نشان میدهد که قصد کشتن یک زوج را دارند.
- این سریال در بعضی از کشورهای اروپایی از تلویزیون با زیر نویس پخش شده. اما از دوبله شدن آن به زبان های دیگر خبر ندارم. در فرانسه در کانال یک تمام سری آن وجود دارد. Canal TF1+ : un village français


هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر