۱۳۹۵ آبان ۲۹, شنبه

زیر خط فقر!





فیلم سیلی زدن مامور شهرداری به یک زن مسن دستفروش با پخش وسیع در شبکه های اجتماعی، شهرداری شهرستان فومن از استان گیلان را وادار به عذرخواهی کرد. شهرداری در اطلاعیه عذرخواهی خود گفته است که ماموری  که اینکار را انجام داده است را تا اطلاع ثانوی از کار بیکار کرده است! 

اما شهرداری فومن نمیگوید که این عذرخواهی چه نقشی می تواند در بهبود وضعیت این زن دستفروش و دیگر دستفروشها داشته باشد. آیا برکنار کردن یک مامور شهرداری که خود کارگری بیش نیست و برای لقمه نانی کار میکند مسئله را حل خواهد کرد؟ دستفروشی در جامعه ایران به یک معضل جدی تبدیل شده است. چند سال پیش یک دستفروش در درگیری با ماموران شهرداری در مقابل چشمان پسر نوجوانش کشته شد برای اینکه حاضر نبود تنها ممر درآمدش را جمع کند. برای اینکه میخواست آخر شب به خانواده اش نان و غذا برساند. همچنین در اواخر سال گذشته مردی دستفروش به دلیل مزاحمت ماموران کلانتری در مرکز شهر خود را به آتش کشید. در دی ماه سال گذشته نیز ماموران شهرداری یک لبوفروش را کتک زدند. هر چند گاه یکبار درگیری با دستفروشهایی که چاره ای جز اینکار ندارند روی شبکه های اجتماعی می آید اما هر روز در گوشه و کنار کشور دهها مورد از این قبیل به دور از چشم دوربین ها اتفاق می افتد و هیچ کس خبردار نمی شود.  موضوع زنان دستفروش در متروها به یک مشکل اجتماعی تبدیل شده است. آنها برای گذران زندگی خود ناچارند دستفروشی کنند. 


افزایش روزانه دستفروشان نشانه بالا بودن سطح بیکاری در جامعه است. بسیاری از مردم در زیر خط فقر زندگی میکنند. چندی پیش یک عضو مجلس جمهوری اسلامی گفت که هفتاد تا هشتاد درصد مردم در تهران زیر خط فقر زندگی میکنند! این تازه یک آمار حکومتی است و آماری از شهرستانها و دهات دور افتاده در دست نیست. براستی مردمی که زیر خط فقر برای زنده بودن دست و پا می زنند چه باید بکنند که چهره شهرها برای آن چند درصدی که تمام ثروت و منابع اقتصادی یک مملکت را بالا کشیده اند و در اوج خط ثروت زندگی می کنند،  زیبا بماند! در سایت تابناک در پایین خبری که خط فقر را سه میلیون و نیم برای یک خانواده چهار نفره اعلام کرده بود. چندین کامنت توجه مرا جلب کرد. واقعیت هایی که به گونه طنز آلوده و چه تلخ بیان شده است : 

-          ما زیر خط مرگ هم نیستیم!
-          پس  کارگران با سه فرزند، مرده هاي بيرون از گور هستند
-           بابا بدین ترتیب ما کجا قرار داریم!!!!زیر اسفالت فقر
-          من كارمند يكي از نهادهاي دولتي هستم و حقوقم هم يك و نيم ميليون تومان.....من دقيقا كجاي اين خط فقر هستم ؟؟؟؟؟
-          خوش به حال خودم كه بيشتر از اينا زير خط فقرم
-          يعني ما الان زير خط فلاكتيم ؟؟؟
-           زیر خط بقا زندگی میکنیم، خط فقر پیشکش
-          آقا کمتر حساب کنید تا ما بازنشستگان که بین یک تا یک ونیم میلیون تومان با بچه ها ی بیکار می گیریم، هم مشتری بشویم
-          يعني ما از خط فقرم پايين تريم ، واي بر ما...

اینها واقعیاتی است که اکثریت مردم با آن روزانه روبرو هستند. آری آنها نه زیر خط فقر بل زیر خط مرگ قرار دارند.


عاطفه اقبال – 26 آبان 95 برابر با 19 نوامبر 2016


هیچ نظری موجود نیست:

پست کردن نظر