۱۳۹۶ دی ۲۲, جمعه

چه گوارا و بوی گل در پیام رهبر عقیدتی مجاهدین!




دیروز پیامی منتسب به مسعود رجوی ازسیمای مجاهدین پخش شد. البته نه با صدای او بلکه با خواندن یک متن توسط گوینده تلویزیون. این پنجمین پیام مسعود رجوی بعد از بپاخاستن مردم ایران میباشد. رهبری عقیدتی که حتی در سرفصل مهم انتقال نهایی ساکنان لیبرتی به کشور ثالث و نجات جانشان هیچ پیامی صادر نکرد. به یک باره بعد از چندین سال پنج پیام پشت سر هم بنامش منتشر میشود. و این در حالی است که مجاهدین تا کنون حتی نتوانسته اند در یک اطلاعیه رسمی خبر انتشار مرگ مسعود رجوی توسط ترکی الفیصل شاهزاده سعودی را تکذیب نمایند.

اما گذشته از همه اینها، بنظر میرسد هدف این پیامها قبل از اینکه رو به مردم ایران باشد. برای روحیه دادن به نیروهای تشکیلاتی مجاهدین بخصوص در آلبانی میباشد.

از طرف دیگر، پیامهای منتسب به مسعود رجوی دقیقا مثال پیامهای خمینی از نوفل لوشاتو سمت و سوی ملا خور کردن قیام مردم را دارد. و از طرفی گرا دادن آشکار به رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی برای اعدام و کشتن جوانان قیام بجرم منافق و محارب محسوب میشود. با وجود اینکه در هیچ کدام از شعارهای روزهای قیام اسمی از مجاهدین و رهبری آنها به میان نیامده است. در پیامهای منتسب به رهبر و مصاحبه های سخنگوهای مجاهدین سعی میشود سازماندهی قیام را حساب گرانه به مجاهدین بچسبانند تا قیمت خود را نزد از ما بهتران بالاتر برده و با بهانه دادن به رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی تعداد اعدامی ها را بالا ببرند تا لیست تقدیمی به جان بولتون ها هر چه حجیم تر گردد. و این موضع گیری به صراحت بگویم بغایت جنایتکارانه و بدون هیچ احساس مسئولیتی در قبال فرزندان این مردم می باشد. 

در این روزها من از یک مسئله بشدت خوشحالم و آن اینکه ساکنان اشرف و لیبرتی دیگر در عراق نیستند که در این مواقع با بازی های پشت پرده مرغ عزا و عروسی شده و برای عقب نماندن از قیام تهران با *دستهای خالی مقابل تانک و اسلحه مالکی وابسته به آخوندهای جنایتکار جمهوری اسلامی فرستاده شوند تا بقول خودشان با گره خوردن خون صبا به خون ندا نام مجاهدین را به میان مردم ببرند و شاید بر روی این پیکرهای بزمین افتاده خانم برگزیده به تهران تشریف فرما شود. 

اما اشاره به یک نکته مهم در پیام آخر رهبر ضروری است و آن استفاده از یک شعر کوتاه بنام چه گوارا در پیام منتسب به مسعود رجوی است که آشفتگی و بهم ریختگی فعلی مجاهدین را نشان میدهد! سازمانی که در گذشته برای هر پیام رهبریش تمام سیستم تبلیغات و خبرگزاری را بسیج میکرد تا اخبار و گفته های درست و بررسی شده و موثق را ارائه بدهد به جایی رسیده که از گفته های نادرستی که در دنیای مجازی به اسم این و آن منتشر میشود، استفاده میکند. و حتی نسبت به این مسئله آگاه نیست که دنیای مجازی منبع موثقی برای نقل قول نمی باشد و باید در این مواقع از کتاب و آثار چاپ شده استفاده کرد. گوینده سیمای مجاهدین در حین خواندن پیام منتسب به رهبر یکدفعه صدایش نازک و احساساتی میشود و از قول چه گوارا میخواند : 

" دستم بوی گل میداد. مرا به جرم چیدن گل محکوم کردند. اما هیچکس فکر نکرد شاید من شاخه گلی کاشته باشم."!  

این شعر که سالهاست در دنیای مجازی به نام دکتر شریعتی و چه گوارا دست به دست میگردد، از شیطنت های آیدی های مجازی میباشد. سراینده آن چندین بار آنرا تذکر داده است. و من نیز چندین مورد در فیسبوک روی نادرستی اینگونه منابع تاکید کرده ام. این شعر در کتاب شعر " آهوی ناتمام"  بنام "سینا به منش" در سال ۱۳۸۶ چاپ شده است. 


و البته در پیام منتسب به رهبر با اشاره به چیدن گل و محکومیت ناشی از چیدن گل سعی شده که بخون کشیدن صدها هزار مجاهد خلق در همدستی پنهان با خمینی جنایتکار و دیگر جانیان جمهوری اسلامی لاپوشانی شود. نه جناب رهبر شما گل نکاشته اید شما گلهای مردم را زیر پای مبارک خودتان و خانم  بخاطر کسب قدرت به هر قیمت و با استراتژی غلط و تاکتیک های بغایت غلط تر پایمال کرده اید. شما در خط موازی با جمهوری اسلامی جوانانی که به شوق نبرد برای آزادی به شما اعتماد کرده بودند را به یغما بردید و بخون نشاندید. شما قلب های مادران و پدران را پاره پاره کردید. شما گل نکاشته اید. شما دستتان به مانند خمینی و خامنه ای و رفسنجانی بوی خون میدهد نه بوی گل. 

 خنده دار تر از این اشتباه فاحش در یک پیام رهبریت مجاهدین، کامنت یک هوادار سن و سال دار قدیمی رهبر است که با انتشار  نوشته ی منتسب به رهبر در زیر آن با آب و تاب اینگونه کامنت گذاشته است : " من این شعر چه گوارا را پنجاه سال پیش شنیده بودم ولی یادم رفته بود" !! خوب وقتی کسی خاطرات دروغین برای گذشته خودش تولید کند، همین میشود و بقول خود مجاهدین گاهی یک گاف گنده هم در این خاطرات سازی ها میدهد و شعری که فقط ده سال از عمر آن می گذرد را به مصداق ضرب المثل معروف  " شاهدت کیست : دمم "   پنجاه ساله قلمداد میکند! و البته دنیای مجازی را با فضای بسته کمپ اشرف اشتباه میگیرد و فکر میکند هنوز باید نقش پامنبری رهبر را در نشست ها بازی کند! 


به آنهایی که پیامهای منتسب به رهبر را برای روحیه دادن نیروهایشان می نویسند، توصیه میکنم که بعد از این برای اینکه از قافله عقب نمانند، زیاد عجله نفرموده و منابعشان را دقیق تر بررسی کنند.

عاطفه اقبال – ۲۲ دی ۹۶ برابر با ۱۲ ژانویه ۲۰۱۸

* در رابطه با کشتار اشرف و فرستادن بچه ها به جلوی تانک و اسلحه با دست خالی توجه دوستان را به گزارش ها و نوشته های متعدد شاهدان جدا شده از مجاهدین و بطور خاص سیامک نادری جلب میکنم.

لینک در فیسبوک



۳ نظر:

  1. مجایکاهدین درا یران هیچ گونه پایگاهی ندارند هچ گونه تفاوتی بین دورژیم غالب ومغلوب نیست هردو دوروی یک سکه هستند.

    پاسخحذف
  2. اینها جان ما را به خطر می اندازند. هر کار میکنیم ما را به مجاهدین با نام منافق می چسبانند.

    پاسخحذف
  3. به این رهبر بگوئید تو را به جان هر کس که دوست دارد دیگر به ما پیام ندهد. در ایران مجاهدین جایی ندارند فقط حلقه امنیتی را بر دور ما سنگین تر میکنند. ممنون

    پاسخحذف